نهم خرداد

خرید بک لینک

امروز فکر کردم آیا من مشکلی دارم .. یا اطرافیان خیلی خوب وبا هنر هستن یا اطرافیان متوجه واقعیت نیستند..و فراموشکارند و فکر می کنند مسئله ای نیست..

تا اینکه وقتش پیش آمد و من پرسیدم از دوستانم که .. وقتی در مرحله ای هستم که هنوز مطمئن نیستم از آینده و انتخابم..آیا درست هست با کسی از جنس مقابلم .. حرف بزنم.. به عنوان یک دوست یا هم صحبت و چه می دانم.. به عنوان اینکه باشیم تا ببینم چه پیش می آید.. ولی حقیقتا به این اعتقاد ندارم خودم..

من به کار خدا شک ندارم.. اگر هنوز اینجا هستم در این مرحله از زندگی.. پس باید صبور باشم بر ساختن خودم.. به زودی دری از درهای رحمت الهی را بر خود گشوده خواهم یافت..

اما...............جواب دوستام.. این بود که این افکار مزاحمند و مخصوص تنهایی های خوابگاهی ست.. چون دلیلشان این بود که در محیط خانواده آنچنان سرگرم هستند که این موارد را بهش نمی اندیشند.. من اما می دانستم.. که این همان نقطه تفاوتی است که موفقیت و ثبات ما آدمها را از روزمرگی و جمع زدگی مان متمایز کرده است.. من نمیگویم درخوابگاه باید بدانم که این حالات خاص تنهایی است.. بلکه من می گویم این تنهاشدن را باید در جمع هم به یاد آورم.. نگویم هر وقت در خانواده همه رفتند سر زندگی شان ..من هم بروم..

بلکه باید بدانم من در خوابگاه یا درخانه ..همین واقعیت هستم که الان باهاش روبرویم.. من این هستم که هستم.. من یک هستم.. تنهایم و کسی توی زندگی من نیست..

من زوج نیست..... فراموشی را نمی پسندم... به راستی که این غفلتی است که این روزها به جان ما آدم ها افتاده است... نه تنها این جا..

همه مسائلمان را می خواهیم در جمع حل کنیم... اما به راستی .کسی گفت؟ چگونه می شود مسائلی را که در تنهایی مان در می یابیم و با آن روبروییم ..به آسانی و در جمع دیگرانی چون خود ما که آنها هم بی شک در تنهایی خویش مسائلی برای حل کردن و عبور از آن داشته اند.. حل بکنیم......و اینگونه می شود............که ...آری........................................ما تمایل نداریم که بار مسئولیت خویش را به دوش بکشیم و در حق خود صبوری کنیم بلکه بزرگ و بزرگ تر شویم و به خودشکوفایی فکر بکنیم.. و برای همین است که انسانهایی را که با تنهایی خویش به خوبی روبرو می شوند و در هنگام روبرو شدن با موضوعات بزرگ خودشان..شانه خالی نمی کنند..و بار خویش را به مقصد رساندند با دیده ی شگفتی نگاه می کنیم.

ما انسانیم.. ما با عظمت خود عهدبسته ایم که فراموشی را کنار بگذاریم.. و انتهای جاده ای به تنهایی باهم ملاقات بکنیم.... اما ما هیچ گاه این فرصت را نداده ایم به خود که با خودمان خلوت کنیم ..و یا درد هایمان را یکی یکی بنویسیم و ببینیم//....ببینیم این ها درد نیستند.. درد درد دیگری است. و باز هم درد ها همیشه دری به سوی واقعیت های تازه تری هستند که شیرینی وگواریی آن ها ارزش عبور از درد ها را خواهد داشت.

هم اتاقی...

ما را در سایت هم اتاقی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 56 تاريخ: جمعه 11 خرداد 1397 ساعت: 18:54

صفحه بندی